تبليغاتX
ghofle bi kilid


ghofle bi kilid

آنجا كه چشمان مشتاقي براي انسان اشك ميريزد،زندگي به رنج كشيدنش مي ارزد



ميروي...

پشت سرت آب نميريزم

اشك چشمانم براي بدرقه راهت كافيست

ياد لبخندهايت

حرف هايت

غصه هايت

براي يك عمر دلتنگي ام كافيست

يادش بخير

قرار بود برايم هميشگي باشي

برايم جاودانه خواهي بود بااينكه ميروي

دردلم ،در ذهنم

هنوز مثل كوه بوجودت ايمان دارم

هركجا كه باشي

با ياد نفسهايت نفس ميكشم

با ياد خنده هايت ميخندم

هميشه شاد باش

چرا كه غصه ات قلبم را بدرد مياورد

آري تو اينقدر برايم نزديك بودي

كه بدون دانستن غصه ات غصه داشتم

دلم برايت تنگ و تنگ ترميشود

ولي....

خيالم جمع است

خدايم را قسم داده ام

كه هميشه هوايت را داشته باشد،

هواي عزيزم را

دلم به خدايم گرم است

چون ميدانم هست

و هوايت را دارد

هر كجااز زندگي ات كه راه سخت شد

بدان خدايم تو را درآغوش خواهد گرفت

تاتو از آن بگذري

به خدايت قسم مراقب خودت باش

همين دوري و بيخبري برايم كافيست،

سختي ديگري را تاب ندارم....


پ ن:دلم خيلي غصه داره!

پ ن2:غصه نوشت!



|جمعه 15 اردیبهشت1391| 12:5|ghofl

 

سلام دوستاي خوبم!خوبيد؟!

 

ميدونم كه چند وقته آپ نميكنم،بهتون سر نميزنم و جواب مجبتاتونو نميدم؛خيلي

 

 شرمندم،اميدوارم منو درك كنيد،درسا خيلي سنگينن ومن انبارشون كردم،اميدوارم

 

تو اين چند وقتي كه كم پيدام  فراموشم نكنيد!

 

اين آپ كاملا متفاوته!

 

داخل متن رو نوشته هاي رنگي كه كليك كنين عكس براتون براتون باز ميشه!

 

#گاهي آدم نياز داره به دوران بچگيش سفر كنه،بيخيال غم دنيا!

داشتم تو بازارچه دانشگاه قدم ميزدم دنبال يه بيسكوييت خوشمزه كه يهو چشمام

 4 تا شد!دلم خواست بچه بشم،ميدونستم ممكنه دوستام بهم بخندن ولي خودمو زدم

 به بي خياليو این و این و خريدم،و با چنان عشقي خوردمشون كه انگار سالهاست چيزي

نخوردم!

 

##كل عيدو داشتم براي تكليف عيدم  اینو درست ميكردم،همش فكر ميكردم چرا

اينقدربد ميشه!جلسه قبل فهميدم كارم از اساس اشتباهه!وكلي به خودم خنديدم!

و همون لحظه بود كه شاديو با تمام وجودم حس كردم!

 

###گاهي خوشبختي ميتونه گذشتن از چيزي باشه كه دوسش داري!

استادمون بهمون گفت كه يه كوزه سفالي بخريم!با كلي ذوق از اينور رشت رفتم اونور

رشت و اینو خريدم!با كلي زحمت بردمش دانشگاه!!!استاد بعد چند ساعت گفت:بريد

 كــــــوزه هارو بشكنيدو بيايد!كوزه ي نازنينم به این و بعد به این اين تبديل شد!من

 چيزيو كه درست كردم خيلي دوست دارم!استادم خوشش اومد!

گــــــاهي براي رسيدن به بعضي چيزا بايد از خيلي چيزا گذشت!بايد شكست تا چيز بهتري

 ايجاد بشه،(درسته كار من چيز تاپي نبود ولي براي شروع بدك نبود)

 

####گاهي محبتو ميشه تو يه لحظه دوري پيدا كرد!

13 بدر من با خواهرم اينا رفتم بيرون،همونطور كه ميدونيد مامان عمل كرده بود،اونچا

به اين نتيجه رسيدم كه چقدر مامان و بابامو دوست دارم،خيلي تو فكر رفتم و دلم براشون

يه ذره شد!اميدوارم 13بدر هاي بعد باهم باشيمو لذت ببريم!

اینم عکس جایی که رفته بودیم

 

#####سر كلاس نشسته بودم!كه يهو چشمم به لاكپشي خورد كه دست دوستم

 بود!خيلي ناز بود ياد لاكپشت خودم(فريدون) افتادم!بعد برديمش محوطه دانشگاه و من

این عکسو  ازش گرفتم!

 

######گاهي آرامش ميتونه اين باشه كه دوستاي خوبيو كنارت داشته باشي!اين

 كه دلت به وجودشون گرم باشه!

براي يه درسمون3شنبه با استاد رفتيم ماسوله كه خونه متر كنيم تاازش ماكت بسازيم!

بهتر از اوني بود كه ميتونست باشه!منم مثل بقيه دوستام يه خونه انتخاب كردم تا

درست كنم!بعد ازكلي اندازه گيري رفتم بالاي سقف تا ارتفاع خونه و اندازه بگيرم منم

 ترسو!نميتونستم مترو بندازم پايين كه دوستم بگيرتش تا من اندازه و بخونم!!همونجا

بود كه يكي از همكلاسياي ديگرم منو ديدو اومد كمك!

دوست خوبم!ممنون كه بهم كمك كردي!يه دنيا ممنون!

**همونجا بود كه خدارو شكر كردم بخاطر همكلاسي هاي خوبم**

این واین هم عکس ماسوله!

 


پ ن:دوستاي خوبم اميدوارم پست و خونده باشيد و دوستش داشته باشيد!


پ ن 2:بازم از كمرنگ بودن حضورم شرمندم!


پ ن3:منو فراموش نكنيد!برميگردم!


پ ن4:همتونو دوست دارم!


پ ن5:اینجور نوشتنو از دوست خوبم مهره یاد گرفتم!



|پنجشنبه 31 فروردین1391| 0:51|ghofl|

 


سلام دوستاي خوبم!خوب هستيد؟


خواستم بابت غيبت چند روزم عذرخواهي كنم!واقعا درگيرم!


به ياد همتون هستم!ولي وقت نيست پيشتون بيام!


اميدوارم فراموشم نكنين!

|سه شنبه 29 فروردین1391| 22:14|ghofl


باران باريد...!


ترك هاي بينمان را پر كرد!


بي پروا ب سوي هم قدم برداشتيم!


يادمان رفت زمين بينمان روزي ترك باران بود!


و چه زود،چه زود....


ترك ها دهان باز كردند!


حالا...


نه من تورا ميبينم ونه تو مرا


بينمان فقط.....


فاصله....


ترك...


اندوه....!!!


نميدانم باز باران خواهد باريد؟!


پ ن 1:اين متنو وقتي خيلي ناراحت بودم نوشتم!


پ ن 2:الان اين متنو اينجا ميذارم بااينك بي نهايت شادم!


پ ن3:اين متن مخاطب خاصي ندارد!!!


پ ن 4:همتونو بي نهايت دوست دارم!!!


پ ن 5:منتظر شنيدن نظراتون هستم!


پ ن 6:براي اين آپ كسي دعوت نشده!هنوز تصميم نگرفتم به كسي بگم يا نه!


پ ن7: سيزده بدرتون به در!براتون بهترين هارو آرزو دارم!

|یکشنبه 13 فروردین1391| 22:45|ghofl|


یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی…

 

چرا که رسوا خواهم شد…!

 

و همه خواهند دید!!

 

لحظه لحظه تو رادرمیان واژه هایم!!!
|چهارشنبه 9 فروردین1391| 14:46|ghofl

MiSs-A